کباده

ایستادن پشت در بسته با صدای گوش خراش کباده شاید یک وحی بود. وحی در این متن یعنی  توهمی که بعد از خوردن شلغم و کشیدن مگنا6خط به نویسنده دست میدهد. که حشره بیفتد به تنبانت  که ببینی بعد این چه میشود. خوبی اینجور وحی ها این است که آدم را وادار نمیکنند که یکراست بروی سر میدان ولی عصر و برای رهگذرانی که آنها هم شاید از همان حشره توی تنبانشان دارند سخنرانی بکنی. و دیگر انکه لازم نیست چیزی به هر عنوانی از خودت بنویسی.

ایستادن پشت در زورخانه برای این است شاید که ببینی مورچه ها آیا وقتی که کباده میزنند تبدیل به سوسک میشوند یا....

/ 17 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید نوراللهی

سلام با غزلی از خودم و غزلی از آقای کاووس حسن لی به روز شدم و منتظر حضور و نقد شما می باشم بیهوده با چراغ سخن جستجو مکن مردی درین حماسه که حیران تلف شوی

سعید نوراللهی

سلام آقای خان احمدی حالتون چه طوره؟ راستی من شما رو همین الان میرم لینک می کنم خیلی درگیرم امیدوارم که شاد باشین

حامد ابراهیم پور

آقای مگنا 6 خط ! اگه به روز کنی و قالب وبلاگت را هم از این جلفی در بیاری قول میدم برات 1 بسته ماربرو قرمز بخرم ![شکست]

سمیه

سلام آق داوود! از دیدن شمام مث حامد خوشحال شدم حتماً امروز روز تولدمه! حتماً امروز جشن میگیرم

حامد ابراهیم پور

آقا خصوصی را بخون ! و سریعا اقدام کن!

حامد ابراهیم پور

در مورد نظر نفیسه هیچ نظری ندارم !!

غزال مرادی

سلام سوسک کباده کش؟ باید فکر کنم تا چند تا از این عبارتهای روشنفکرانه پیدا کنم تا یه تعریف درست وحسابی از نوشته تون بکنم

غزال مرادی

راستی وبلاگتون به فهرست لینکهای وبلاگ من اضافه شد