زن فروردین

این همان آوازی است

که خواهرم میخواند

نطفه ای که پهن میشود

رو به خورشید

 

خورشید تابوت روانی است

که نعش شبی هزارساله

را به دوش میکشد

رو به آیینه تاریک فرودین

 

فروردین مه ای است که در خیابان

پیش پای نعش کش ترمز میکند

به نشانی معبر تلخ

حوالی شاعر این سطرها

که راهش کج شده

به سوی ناپیدایی حس زن رو به آینه

آینه پیشکش نامت ای زن آواز!

 

در چشمه

پس از این کلمات

شاعری خانه به دوش

به دنبال تن تو میگردد

تن تو اجاق خاموش

تن تو آوازی است که

نعش شبی هزار ساله را

به دوش میکشد

به نشانی معبر مرگ

این سطرها پیشکش تن تو

ای زن فروردین!

/ 43 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا آرامش

راثطی اگر ذنان نبودند هزطعالی و هامد خان از چح می نوشتید؟ نمی دانم ثخط در شگفطم.[نیشخند]

سارا آرامش

یعنی می خوای بگی که ما از دندۀ چپ خدا خلق شده ایم؟....[ابرو]

شکلات تلخ

مردان شاعر توانایی آن را دارند که حتی اگر هیچ زنی روی کره ی زمین نباشد برای زن خیال های خود شعر بگویند. سارا آرامش ، مردان شاعر مردان عجیبی هستند . باور کن [چشمک]

حامد ابراهیم پور

ایران سرزمینیست پر از گنبدهای آبی و مردهای شاعر.... ( دیوان سومنات-داستان اول) به قول ولادمیر مایاکوفسکی ابری که شلوار میپوشد! ابر شلوارش را هم که دربیاورد ابر است ! گریه میکند ولی گریه ات را در نمیاورد !

شکلات تلخ

زن هر روز سعی می کرد مهربان تر باش . . . شب که می شد همان سخت قلب سال های پیش بود . . . فرقی نمی کرد که که در صفحه اول شناسنامه اش چه ماهی از سال حک شده باشد. . . زن آمده بود تا برای باورهایش بجنگد جنگی که از آن بوی خون احساس می شد

حامدابراهیم پور

آقا جان! ماه این شکلات خشن خونریز را را از زیر زبونش بکش بیرون! حواسمون باشه برای ماهش شعر نگیم ! حالا که اینطور شد من هم حاضرم برای باور هام فرار کنم! والله به حضرت عباس ![نیشخند]

شکلات تلخ

من به جنگ با شاعران برنخواسته ام حامد خان . شاعران آنقدر حساس هستند که نیاز به خون و خونریزی نباشد . این دست از نرینه ها با چند کلمه ی منطقی که کمی هم بوی خشونت بدهد نابود می شوند. باور نمیکنی ؟؟؟ می توانم به تو اثبات کنم [نیشخند][بغل]

....

..زنی چنین که تویی بی شک و شکوه و روح دگر بخشد..به آن تصور دیرینه که دل ز معنی زن دارد...

سایه های سنگین خیال

سلام بر رفیق شفیق جناب استاد شما هم که ترک وبلاگ کرده اید مثل بعضی از خواص! بند بند وجودمان به وجد میآمد اگر شعر های جدیدتان را هم اینجا میخواندیم والبته خواندن شعر های شما هم توفیقیست که نصیبمان شده-بسیار لذت بردم از سپید های زیبایت... مانا باشی دوست عزیز

آناماریا مرادی

سلام. برفی ترین آدم دنیا منتظر نقدهای شماست. آب می‌شه ها اگه نیایید![لبخند]