روزی که خرمگسها اخته ميشوند

روزی به بار خواهد نشست همه نطفه های تنهايی. روزی که هر ذره از خاک برادرانی شوند که ديگر ترا با مترسک اشتباه نگيرند و به نشانه احترام کلاه از سرت نگيرند.....................................روزی که حتااب باد هم به احترام روح خموده تو شق و رق بايستند.روزی که هر ستاره امان نامه ای شود برای نماينده های امضا کننده وهرسنگ صابونی برای شستن خرابکاری خرمگسها...........................................................................................روزی که سگها قلاده هاشان را به نشان همبستگی با تو ميجوند........روزی که خرمگسها اخته شوند....

/ 7 نظر / 9 بازدید
بانو

سلام عزيز... من اول شدم... آری آن روز خواهد آمد... از کوچه های باران... موفق باشی عزيز

خرترین خرمگس

من نميخوام اخته شم......................... مگه زوره.......................... برين خدتونو اخته کنين.......................

نسترن

سلام دوست عزيز ممنون از اين که آمدی.دوست عزيز من دانشجوی دانشگاه شهر ری هستم ولی از چه نظر تو هم تو مجتمعی؟بعد هم اين که چرا اين قدر خشن می پرسی من ترسی ندارم از اين که همه بفهمند من کی هستم يا من رو بشناسند.بای

006

سلام.....ممنونم که به من سر زدی ... وبلاگ خيلی جالبی داری بازم بهمون سر بزن....خوشحالمون کردی..ممنونم فعلا

sadegh

تيشتر مهربان و هميشه بارانی که با تو زير باران بايد ....اگر می خواهی که در کارهايت کامياب باشی بايد بتوانی اندکی با بانو و خر ترين خرمگس دنيا راحت تر باشی و با نسترن عزيز رو در بايستی نداشته باشی

در تكاپوي معنا

سلام. آی ديت کوش پس ؟ به من پی ام بده الان. منتظرم

Marjan

از آشنايی باهات خوشحالم ... من در مورد ايزد تيشتر ۱۳ فروردين امسال نوشتم و در موردش می دونم ...قلم زيبايی داری موفق باشی ... تا بعد