زنگ میزنم به کلمه...

زنگ میزنم به کلمه، گوشی را بر نمیدارد به بوم و سه پایه و ... به تو زنگ میزنم.

چایی سه روزه را از فلاکس میریزم توی نعلبکی. کاسه رنگ را سر میکشم شاید دریا شوم. تا سیگار مگنا ۶خطم را بتوانم بی انکه خیس کنم بکشم .

دود غلیظی اسمان دریا را گرفته است... کلمه زنگ میزند و نمیبینم، توی گوشی فوت میکند و پرت میشوم پای ویلای آقای پیشاوری. بر میگردم دوباره. سه پایه قلم مو و ...

تو زنگ زدی توی دودها صدایت گم شد....

/ 6 نظر / 18 بازدید
شادی

نوشتهات...چیزن....دودی! من از دود بدم میاد اما از نوشته ات خوشم اومد!

حامد ابراهیم پور

برای تو و رخشان و مونا و سحر و شادی! دود خیلی هم خوبه! البته مگنای 6 خط قدری دون شان شماست دکتر!

شکلات تلخ

خیلی قشنگ بود. کوتاه و زیبا. لذت خوردن تکه شکلاتی تلخ رو با خوندن نوشته ات حس کردم[بغل]