بار هستی

...تاسنگ را که از بالای کوه ول کرد دويدبه طرف پايين کوه بيچهره انقدر عجله کرد که نزديک بوداز کوه پرت شود پايين<اه اه چقدر مسخره...تازه اگه پرت هم ميشد مرگ کجا بود> به هر حال بگذريم....اقای سيزيف وقتی به پايين قله رسيد/شوکه شد.چون ازانجا که ايشان به تازگی مليت ايرانی را پذيرفته بودند ازبالا فرمانی بدين مضمون رسيد:<<نظر به اينکه اقای سيزيف شهرت ايرانيمردی متعهدومعتقدبه تمامی ارزشها بوده که از ا لطاف غيبی برخوردار شدهوازاب ظلمات تناول نمودند وبه جاودانگی دست يافتند لذا لازم است جهت سرگرمی ونيز صواب بيشتر ايشان هردفعه بر ارتفاع کوه افزوده گردد.........امضا:رياست بنياد زمينه سازان بهشت و جاودانگی.
نوشته شده در ۱۳۸٢/۳/٦ساعت ۳:٢٥ ‎ق.ظ توسط داوود خان احمدی نظرات () |


Design By : Night Skin