بار هستی

ایستادن پشت در بسته با صدای گوش خراش کباده شاید یک وحی بود. وحی در این متن یعنی  توهمی که بعد از خوردن شلغم و کشیدن مگنا6خط به نویسنده دست میدهد. که حشره بیفتد به تنبانت  که ببینی بعد این چه میشود. خوبی اینجور وحی ها این است که آدم را وادار نمیکنند که یکراست بروی سر میدان ولی عصر و برای رهگذرانی که آنها هم شاید از همان حشره توی تنبانشان دارند سخنرانی بکنی. و دیگر انکه لازم نیست چیزی به هر عنوانی از خودت بنویسی.

ایستادن پشت در زورخانه برای این است شاید که ببینی مورچه ها آیا وقتی که کباده میزنند تبدیل به سوسک میشوند یا....

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٧ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ توسط داوود خان احمدی نظرات () |

صدای تو هم انگار پیش پای من رفته است بقالی سیگار بخرد. لابد مثل همیشه مگنا ۶خط.در زدم کسی دلت را باز نکرد. دلت زورخانه متروکی شده است این روزها که تویش فقط موریانه ها کباده میزنند. دل من هم دست کمی از دل تو ندارد. این هم که میبینی گاهی ، سالی به عادت سالیان انار و مگنای ۶خط میاید سراغ این زورخانه متروک، برای پیشگیری از مرض است فقط.

مینشینم پای افق، پای سالیان نیامده و افسوس سالیان رفته ام را لای پک های سیگار سق میزنم...

دوباره در میزنم

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٦ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ توسط داوود خان احمدی نظرات () |


Design By : Night Skin